سرمای جهنم
|
|
گروههای بلک متال در ایران در این پست می خواهم به معرفی چند گروه بلک متال ایرانی بپردازم . علاوه بر گروههای Aras , Ekove Efrits , Shab , Avinar , Sorg Innkallelse و Aryan Spirits که معروف ترین گروههای این سبک هستند و توضیح درباره آنها لزومی ندارد ; تقریبا بقیه گروههای بلک متال ایران به شرح زیر است : Abathur - Asvaran - Beaten Victoriouses - Dejkhim - Jabbar - Midgard Nazhand - Nightgate - Trophy Bride در ادامه به شرح این گروهها می پردازیم : ۱- Abathur : این گروه تک نفره که دارای سبک بلک / ترش متال می باشد در سال ۱۹۹۹ در تهران آغاز به کار کرد . اشعار این گروه درباره جنگ , طبیعت و سرزمین های کهن و قدیمی است . آباتور در افسانه های قدیمی ایران به معنای موجودی ست که درباره مردگان قضاوت می کند . او درباره ارواح و کردارشان و این که به بهشت یا جهنم فرستاده شوند تصمیم می گیرد . به عقیده مردم جنوب عراق و شمال غربی ایران آباتور موجودی غیر انسانی است که از خدا فرمان نمی برد . این گروه یک دمو به نام Grim Fuckin Folktales در سال ۲۰۰۱ یک اسپلیت به نام Philosophic Nothingness در سال ۲۰۰۲ و یک سینگل به نام Blood / World / Flesh / Winter در سال ۲۰۰۲ منتشر کرده است . اشعار این گروه : Grim Fuckin Folktales Philosophic Nothingness Blood / World / Flesh / Winter دانلود آهنگهای این گروه : www.purevolume.com/abathur
۲ - Asvaran : این گروه سه نفره بلک متال در سال ۲۰۰۳ در تهران تشکیل شد . محتوای اشعار این گروه نیایش با طبیعت و جنگ است . اسواران در فارسی به معنی سواره نظام است اعضای آن : سعید ( وکال ) رامین ( گیتار الکتریک ) مصطفی ( گیتار بیس) این گروه فقط یک دمو با نام Ancient Sea Rise Again در سال ۲۰۰۳ منتشر کرده است که شامل آهنگهای : Live In The Ice , اشعار گروه : Ancient Sea Rise Again
۳ - Beaten Victoriouses : این گروه دو نفره در سبک دوم / بلک متال در سال ۲۰۰۵ تشکیل شد . وکال گروه پوریا ب و احسان ملقب به لرد ارس , از گروه ارس ( گیتار ) , آهنگسازی و درام پروگرمینگ را بر عهده داشت. اشعار این گروه مربوط به جنگ است . این گروه فقط یک دمو به اسم Abalis در سال ۲۰۰۵ عرضه کرده است . کلمه Abalis به معنای شیطان و دجال می باشد . شعر آهنگ Abalis از همین دمو : ابلیس ای ابلیس ای بدیهایم خوبی در خوبیم رام شده از شلاق های بدی ات راز را در حال زار بذار به حال نزار رهنمای دردم کدام است بیست سال و چند سال زمان که ابلیسم چقدر تو را تنها در تن های تنهایی خیابان را می گشت من چقدر کسی تنها نفس هستم تنها یک کلمه بود که تو را حرف شد
۴ - دژخیم : این گروه در سبک ملودیک بلک متال فعالیت می کند . مضامین اشعار این گروه تاریک - سرما و تنفر است. تنها عضو این گروه Sullensoul است که تمامی کارها را بر عهده دارد. این گروه یک دمو به نام A Gift To Satan در سال ۲۰۰۴ منتشر کرده است که شامل سه آهنگ : هدیه ای برای شیطان - پیامبران شیطان و نشانی بر پنتگرم می باشد و تمام اشعار این سه آهنگ به فارسی می باشد که این خود نکته مثبتی است .
پیامبران شیطان
باد سردی از شمال وزیدن گرفت شب سیاه قلبش را فرا گرفت آتش گناه روحش را می سوزاند ولی باز بر گناهش اصرار می ورزد روزنه های نور بر قلب سیاه می تابد ولی باز تیره و تیره تر می شود تیرگی سرتاسر وجودش را فرا می گیرد حتی دیگر خدا هم به او نمی نگرد سکوت وحشت افکارش را می شکافد همه چیز را برای او پایان می نمایند صلیب وارونه سربی بر روی قبرش می درخشد همچون ستاره داوود در عرش اوست پیامبر شیطان برخاست ز نام او ندای طغیان
۵ - جبار : این گروه که منحل شده تلقی می شود در سال ۲۰۰۲ در تهران آغاز به کار کرد . سبک این گروه تلفیقی از دث متال و بلک متال بود و اشعار آن نیز در مورد خودکشی و قربانی کردن بود . اعضای این گروه را مهدی آ ( گیتار الکتریک ) و حمید ق ( گیتار بیس ) بهنام آ ( وکال ) تشکیل می دادند . این گروه یک سینگل به نام Bloody Commands To Destroy Their Future را در سال ۲۰۰۳ عرضه کردند . ترجه شعر این آهنگ : فرمان های خونی برای نابودی آینده شان
پدر ارباب تاریکی کوه مقدس بر روی اقیانوسی خون آلود ارباب گورستان های مخفی کودکان سردترین روح از کهن ترین جنگل خاکستری من قدرت بی پایان کلاغ های گریان پادشاه تاریکی بیمناک فرمانروای دوران تاریک شمشیر طلایی دیوانگی گناهانم از خودکشی خدای سیاه دوزخ ضجه های قربانی کردن با تو صحبت می کنم پدر با تو صحبت می کنم ای جبار مرا بیاموز تا سرزمین هایشان را نابود کنم اسمم را بر فراز بادهای خشمگین صدا بزن خاکستر را از دروازه های تاریکی فرابخوان مرا در اقیانوس خون آلود تنها بگذار و هنگام روشنایی به کمکم بیا مرا در تاریک ترین گودال های سلطنتی در آغوش بگیر جبار ! علت خودکشی من تو هستی قدرت گناه را به من ارزانی کن نقابی به من بده تا هرگز روشنایی را نبینم آخرین شمشیرت را به می واگذار کن تا کودکان را نابود کنم تاریکی بی پایان نزدیک بیا تا با طنابت خود را به دار بیاویزم امپراطور دیگری را نشانم بده تا یک بار دیگر نابود کند , برای همیشه نابود کند جبار ! بگذار دستهایت را بفشارم برای پرواز در افلاک بی پایان بگذار میان زاغ ها بروم تخت پادشاهی ات را به من بسپار جسمم را لمس کن , خونم را بنوش قلبم را بگیر , روحم را اسیر کن مرا با آخرین فرشته ات جایگزین کن زیرا من آخرین فردی هستم که به تو خدمت می کند بیاموز مرا تا خونش را بنوشم بگذار خود را قربانی کنم مرا به عنوان شمشیرت استفاده کن تا همه چیز را برای تو ویران کنم زیرا هیچ کس گور مرا در آرامگاهی که ساختی نمی شناسد زمزمه باد در آن سوی جنگل رقص سایه ها و خوشی ها برای خلق گورستانی به نام جبار تا ابد به تو خدمت می کنم به من اعتماد کن.............
۶ - میدگارد : این گروه تک نفره در شیراز و در سال ۲۰۰۳ شکل گرفت . سبک این گروه بلک متال و اشعار آن دارای مضامین انزوا و انسان گریزی و ضد اسلامی میباشد . تنها عضو این گروه لرد زیلاس می باشد که تمامی کارهای گروه را برعهده دارد . البته احسان ( لرد ارس ) نیز مدتی در این گروه فعالیت می کرد . این گروه یک دمو در سال ۲۰۰۴ به نام Dawn Of Martyrdom ( طلوع شهادت ) منتشر کرده که شامل آهنگهای : Bloody Shore - karbala Slaughtery - Summoning The War God می باشد .
۷ - Nazhand : این گروه در سبک امبینت بلک متال در سال ۲۰۰۴ در تهران تشکیل شد . تاریکی , افسردگی و خودکشی از جمله مضامین اشعار این گروه میباشد. این گروه که تنها عضو آن Lord Nazhand می باشد اولین دموی خود را با نام Depths Of Silence در سال ۲۰۰۵ منتشر کرد. دو دموی بعدی این گروه هم در همین سال با نام های Love's Death و Through The Dark Skies عرضه شد . اولین آلبوم کامل این گروه در سال ۲۰۰۶ با عنوان Death To Prison Life و چند ماه بعد دومین آلبوم گروه با نام Light Funeral عرضه شد که در آلبوم Light Funeral برای اولین از اشعار فارسی نیز استفاده شد . سومین دموی گروه با نام " از زندگی تا گور " در سال ۲۰۰۶ و سومین آلبوم این گروه با عنوان The Shadow Of My Sorrow منتشر شد . آخرین آلبوم گروه نیز در سال ۲۰۰۷ با اسم " شب بی پایان " عرضه می شود . شعر " آتش درون " از آلبوم " شب بی پایان " : من در اعماق وجودم سیاهی یافتم سیاه تر از روزگارم در اعماق زخمهایم دیدم خونی تیره و تار از غمهایم و از باد یافتم که در من سیاهی ست بی پایان و از باد یافتم که در من غمهایی ست بی التیام دریایی از غم در وجودم نهفته که هر لحظه می کند شعله به آتشی که از درد درونم خفته زخمهایم که از درد ساکت شده
دانلود آهنگهای Nazhand : Love's Death Cold Sigh Love' Death Part II Immortal Chain Last Moments Before Dying Torn Chain Funeral Of Man Darkness Rises Last Gleam آوای تنهایی Agony To Death Twilight Grey Despair Despair Part II Expression Of My Sorrow شب بی پایان Prison Life تبر Sickness A Moment In Silence اندوه درون آتش درون Depths Of Nothingness
۸ - Nightgate : این گروه در سبک ملودیک بلک متال در سال ۲۰۰۳ در تهران شروع به کار کرد . اشعار این گروه دارای مضامین غم انگیز می باشد مرتضی ملقب به Night King تنها عضو گروه می باشد که تمامی کارها را بر عهده دارد . این گروه فقط یک دمو به نامThe End Of Dark Path در سال ۲۰۰۳ منتشر کرده است .
۹ - Trophy Bride : این گروه در سال ۱۹۹۹ در اصفهان تشکیل شد . سبک این گروه " اپیک بلک متال " می باشد . اعضای گروه : فراز ( گیتار - وکال ) فرزام ( وکال ) آرش ( گیتار ) علی ( هارمونی گیتار ) امید ( گیتار - دف ) یاشار ( گیتار بیس ) پیام ( کیبورد - پیانو - وکال ) سحر ( فلوت ) Avanes ( درام ) آرامش نهفته در متال موسیقی متال یکی از تاثیر گذارترین عوامل در چند دهه اخیر بوده است. در دهه ۶۰ متولد شده , در دهه ۷۰ رشد یافته , در دهه ۸۰ و ۹۰ به اوج رسیده و متاسفانه در هزاره سوم افول کرده است. به جرات می توان گفت که این موسیقی پرفراز و نشیب تر و پرحاشیه تر از دیگر موسیقی ها بوده است و نیز می توان گفت که هیچ موسیقی و حتی هیچ هنری تا این حد گسترده نبوده است .تعداد سبک ها و گرایش ها در متال به قدری زیاد است که نمی توان تمامی پیام ها و حس های این موسیقی را صد در صد شناسایی و تحلیل کرد. اما شناسه اصلی متال استفاده از ریتم سریع و ضرب آهنگ های تند همراه با وکال فریاد مانند است. که تقریبا در هر محفلی که صحبت از متال میشود ناخودآگاه ذهن به سوی خشونت این موسیقی کشیده می شود , در صورتی که این طرز تفکر اشتباه است و برمی گرددبه ظاهربینی انسان ها و این که به عمق و پیام اصلی موسیقی توجه نمی شود. متال ممکن است در ظاهر خشن باشد ولی پس از گوش دادن و دقت به اشعار آن انسان به آرامش خاصی می رسد. و این امر در روانشناسی نیز مصداق دارد . فردی که عصبانی و خشمگین است با فریاد زدن و حرکات خشونت آمیز است که به آرامش می رسد. مانند کسی که غمگین است و با اشک ریختن اندوه خود را تسکین می دهد. پس متال نیز علاوه بر پیام اعتراض آمیز خود قصد دیگری نیز دارد : اهدای آرامش که این امر تقریبا در تمامی سبکها و استیل های متال وجود دارد که انتقال این حس به دو روش است : ۱- آهنگ هایی که کاملا ریتم تند و سریعی دارند و در عمق و مضمون خود آرامش را به انسان القا می کند که تقریبا تمامی گروهها این حس را در آهنگ های خود دارند. ۲- آهنگ هایی که ریتم تندی و خشنی دارند اما در قسمت هایی از آهنگ ناگهان آرام می شوند و حالتی ملودیک به خود می گیرد . در این قسمت خواننده دیگر فریاد نمی کشد و بسیار ملایم می خواند . ریتم گیتار نیز قطع می شود و یا با صدای کمی ادامه می یابد و معمولا گیتار آکوستیک شروع به نواختن می کند . از گروههایی که در آهنگ هایشان از این روش استفاده می کنند می توان به Metallica در آهنگ های The Unforgiven , My Friend Of Misery , Master Of Puppets , ST anger , Invisible Kid , The Unnamed Feeling ـــ گروه Manowar در آهنگ House Of Death Marilyn Manson در آهنگ های Use Your Fist And Not Your Mouth , The Love Song ـــ گروه Azaghal در آهنگ When The Sun Died گروه Carpathian Forest در آهنگ Forest A Forest ـــ گروه Immortal در آهنگ های Blashyrkh , Mountains Of Might و گروه Mudvayne در آهنگ Happy اشاره کرد . البته گروهها و آهنگ های بسیاری هستند که از این فرمول استفاده می کنند اما من فقط به این چند نوع بسنده کردم . در کل هدف من در این پست گفتن این بود که متال برخلاف ظاهر تند و خشونت آمیزش , بسیار ملایم و آرامش بخش هم می تواند باشد. Song : House Of Death Band : Manowar Album : Warriors Of The World House Of Death Blood And Thunder Mix With Rain خانه مرگ یک بار دیگر در سلطنت تاریکی خون و آذرخش با باران در هم می آمیزد بدنم در آتش می درخشد با شنیدن اسمم همه باید زانو بزنند راه من مشخص است و من از این وضع هیچ پشیمان نیستم فراموش نکن که من قسم به کشتن خورده ام از هیچ راهی برنخواهم گشت در آتش جهنم می سوزم و می میرم بمیر ! بمیر ! بمیر ! در خانه مرگ بمیر! بمیر ! بمیر ! در آتش جهنم بمیر ! ارتش بهشت ارتش من در جهنم است در انتظار نبرد بر روی زمین نبردی برای ارواحی که بخشیده نمی شوند به تنهایی به سراغ مرگ نخواهم رفت برای رسیدن به خانه ام از هفت دروازه عبور می کنم سرتاسر پل مرگ آنسوی دروازه های روشنایی در قلب تاریکی در میان سیاهی شب از هیچ راهی برنخواهم گشت در آتش جهنم می سوزم و می میرم در تاریکی روحم را می ستایم هرگز توبه نمی کنم هرگز در امان نخواهم بود اکنون قبل از آخرین نفسم به خانه مرگ قدم می گذارم همه دشمنانم باید بمیرند بمیر ! بمیر ! بمیر ! در خانه مرگ بمیر! بمیر ! بمیر ! در آتش جهنم بمیر !
سرمای تلخ مدفون با زمستان برف را می نگرم اشک هایم را به یاد می آورم پنداره روزهای تاریک را در ذهنم مجسم می کنم و با دیدن مردی به دار آویخته از سرنوشت شوم خود می نالم تنهایی را فرا می خوانم , زیرا هیچکس برای مرگم اشک نریخت بوی زننده پوسیدگی نفسم را قطع می کند و استحکام دیوارهای قلبم را از بین می برد زمستان سردتر می شود و مرا به دشت های غبار آلود می برد سکوت مرا فراگرفته است ...... در آرزوی مرگ هستم بر روی گورم سقوط می کنم برف آخرین لبخندم را نیز می پوشاند و اشکهایم را منجمد می کند اما درد هنوز در من باقی مانده است خاموش , سرد و حزن آلود بدنم زیر خاک آرام می گیرد گل پژمرده ای رویم می افتد بر روی سردی بی انتهای قلبم خاطرات زندگی در افکارم گم می شود سالهای زندگی از یادم رفته است , اکنون چقدر دور اند بگو که چه کسی هستم , بگو که چگونه سپیده دم را از زیر خاک ببینم ما برای رنج کشیدن متولد شده ایم چرا دوران خوشبختی مان باید چنین کوتاه باشد ما چه وقت انسانیت خود را فراموش می کنیم وقتی سرما بیشتر می شود , روزها به پایان می رسد پس جسمم را به خاک بسپار و مرا به دوردست ها ببر پیش از آن که رویایمان را ازمان بگیرند.......... ژاله شب باری دیگر از میان راههای تاریک می گذرم در حالی که باد سرد صورتم را می آزارد و مه افکاری شیطانی را در ذهنم به وجود می آورد اینها مرا در شبی تاریک راهنمایی می کنند شبی به تاریکی مرگ دستانی چشمانم را می بندد در حالی که ژاله با سرمایش مرا در بر می گیرد ژاله شب امشب هیچ ماهی در آسمان نمی درخشد تنها تاریکی ست که بر شب حکمرانی می کند و آثار شادی را از روی زمین پاک می کند سرگردان بودن در سرزمین های مرگ را سال ها تجربه کرده ام من آنسوی مسیرهای صعب العبور را دیده ام و فقط در این دوران می توانم از آنها عبور کنم تاریکی شبی وهم آلود در مسیری تاریک , تاریکی این روزها در میان مه خودمان را به دار می آویزیم سکوت.....گرگ ها ما را به سوی مرگ رهبری می کنند خانه ام آنسوی گورستانی قدیمی قرار دارد که از روشنایی ها به آن پناه می برم دخمه ای دارد که دیوارهایش با شمع هایی سیاه فروزان می گردد در آن جا به نیایش می پردازم ناله هایی محزون از گورستان به گوش می رسد و از دخمه زمزمه هایی می شنوم همراه با بوی تعفن آمیز شغال ها امشب آسمان از همیشه تاریک تر است زیرا ارواح رازهایشان را فاش می کنند فراموش شده ام بگذار که به تنهایی در تاریکی بمیرم زیرا از روشنایی وحشت دارم و مرگ در انزوا را دوست دارم آیا مرا فراموش می کنی ؟ نمی خواهم بدانم که فردا چه اتفاقی می افتد زیرا در رویای مرگ هستم آرامگاهی تاریک , سنگ قبری سرد هیچ کس مرا به یاد ندارد زیرا فراموش شده ام تنهایم بگذار , بگذار که مسیر نابودی را طی کنم زیرا در میان سرزمین های بی مهری سرگردانم شمع سیاه خاموش شده است پس می توانم زیبایی تاریک مرگ را ببینم فراموشم کن , زیرا در تاریکی خود را گم کرده ام اکنون تنها هستم فقط اهریمن به حرفهایم گوش می دهد فراموشم کن....................... شب های شریر شب های شریر , زمان های بسیار دور از آن دوران کابوس های وحشتناکی به همراه دارم از ابرهای سیاه ....... و ارواحی خشمگین به درگاه خدایت دعا کن تا طلوعی دیگر را بیافریند زیرا که تاریکی زندگی فانی ما را از بین می برد و ما را به جهنمی که برایمان ساخته اند می کشاند ماه از میان تیرگی پدیدار می شود و ما را با خود به لجنزار درونمان می برد به خودت که در خانه امنت پنهان شدی نگاهی بنداز طاقت دیدن چهره ات را داری ؟ من دشت های سرد را دیده ام از میان رودهای زمستان به سوی ظلمتی بی پایان حرکت کرده ام در حالی که تاریکی افراد زیادی را به کام مرگ می برد مارش عزا را در سرتاسر شب می شنوم که همراه با آن مردگان را به گورستان می برند و می بینم که مردم جسد رفتگان خود را می سوزانند سپس به خدایشان دعا می کنند تا بخشیده شوند با این کار تقاص گناهانشان را پس می دهند و امیدوارند که بادها شب های شریر را ازشان دور کند در خلوتی تاریک در تاریکی یک شب سرد
در تعجبم که زمستان چگونه می تواند وجود داشته باشد در حالی که قادر به دیدن بهار نیستم حیرانم که شب را چگونه درک کنم در حالی که از دیدن روز عاجزم در تعجبم که چگونه زنده مانده ام در حالی که هیچ نوری را نمی بینم شگفت زده ام که چگونه این درد ابدی را تحمل می کنم
هر شب تاریکی بیگانه ای را حس می کنم هر شب آرزو می کنم که به گذشته بازگردم زمانی که حیوانی پست بودم , در جنگلی قدیمی
در هر زمستان سرمای غریبی را حس می کنم هر زمستان احساس می کنم که چقدر پیر شده ام سرد مانند شب و کهن مانند بیشه ای بیمناک
در تعجبم که چگونه زندگی می کنم در حالی که از مرگ محرومم متحیرم که چرا باید زنده بمانم در حالی که موجودی فانی هستم
جایی در آرامش
وقتی از میان شبی پرستاره می گذری غبار پاییزی چشمت را می نوازد و هوا با سوگ دوران گذشته آکنده می شود صدایی دهشتناک سکوت را پاره می کند پرنده ای شبانه آوازش را در جنگلی تاریک سر می دهد جایی که درختان به حیات باز می گردند
افول
اشک هایی از دیدگانم , چه سرد اشک هایی از دیدگانم , در چمنزاری چه سیاه
در حالی که استراحت می کنم , پوچی را در قلبم احساس می کنم یکبار و برای همیشه
دوری از روشنایی , تو را از اینجا دور می کند و به جایی می برد که هیچ پلیدی وجود نداشته باشد تو را دور می کند , تا ابدیت
آه که چقدر شب زیباست..................
هنگامی که سایه ها ابدی می شوند
هنگامی که سایه ها ابدی می شوند و خورشید برای آخرین بار غروب می کند اندوه ما بیشتر می شود
در حالی که تاریکی و مرگ به ما نزدیک می شود ولی ما هنوز به طلوع خورشید امید داریم تا اشک هایی که از غم و اندوه ریخته می شود پایان یابد
ماه ها قبل........
شبی از پاییز , چه سرد و تاریک در چنین شبی من از جاده ای قدیمی عبور کردم ماه در میان ابرها آشکار شد و دره ها و جنگل ها را روشن کرد در حالی که سکوت مرا فرا گرفته بود
وقتی که در مه نوری را دیدم با آن در شبی تاریک راه خود را ادامه دادم ایستادم و نگریستم به آن چه که به آن ایمان داشتم و آن تو بودی که ماه ها قبل از یادم رفته بودی
Evanescence امروز دانلود آلبوم The Open Door از گروه Evanescence رو براتون می ذارم که سومین آلبوم رسمی گروه به حساب میاد و تاریخ عرضه آن در آمریکا و اروپا سوم اکتبر ۲۰۰۶ اعلام شده و خب تو ایران اوضاع فرق می کنه......... |
|